عضویت
موسسه به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

یلدا، دلدادگی ماه و خورشید



یلدا از دو بخش "یل" به اضافه "دا" تشکیل شده است ؛ « یل + دا = یلدا »
در زبان لری که از بازمانده ‌ای زبان هخامنشیان است ‌"یل" را به معنای بزرگ دانند و به مادر " دا ‌" گویند.
هخامنشیان اعتقاد داشتند که شب اول زمستان دانه‌های گیاهان در زیر خاک جوانه میزنند و شروع به روییدن میکنند و به همین سبب اولین ماه زمستان را دی می‌گویند ! پس یلدا به معنی رویش و زایش است.

چرا یلدا طولانی‌ترین شب سال نام گرفته است؟
همانطور که می‌دانید «دایره‌البروج» مسیر حرکت زمین به دور خورشید است. «استوای سماوی» خط فرضی و هم‌صفحه با خط استوا است که کل آسمان را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند. این دو مدار، یک زاویه‌ 5/ 23 درجه‌ای دارند که در دو نقطه یکدیگر را قطع می‌کنند که به آنها نقاط اعتدال گفته می‌شود. نقاط اعتدال شامل اعتدال بهاری (نوروز) و اعتدال پاییزی (ماه مهر) است.



در طرف دیگر این دو نقطه، نقاط انقلاب قرار دارد که به یکی از آنها انقلاب تابستانی و به دیگری انقلاب زمستانی می‌گویند. سمت طلوع خورشید در هر فصل متفاوت می‌باشد. در اعتدال بهاری، خورشید از شرق طلوع می‌کند اما با نزدیک شدن به پایان فصل بهار، فاصله خورشید از استوای سماوی بیشتر شده و طول روز بیشتر می‌گردد و طلوع خورشید هم کمی به سمت شمال تغییر می‌کند. در نتیجه در انقلاب تابستانی، خورشید از شمال‌شرقی‌ترین حالت ممکن طلوع و در شمال‌غربی‌ترین حالت ممکن غروب می‌کند و طول روز به بیشترین مقدار خود در نیم‌کره شمالی می‌رسد.
در فصل زمستان (انقلاب زمستانی)، خورشید از جنوب‌شرقی طلوع و در جنوب‌غربی غروب می‌کند و چون خورشید در آسمان کمتر حضور دارد و طول روز به کوتاه‌ترین مدت خود می‌رسد. خورشید به نیم‌کره‌ شمالی به ‌صورت مایل می‌تابد و این نیم‌کره نور و گرمای کمتری را دریافت می‌کند و فصل زمستان آغاز می‌شود.
در شب یلدا، خورشید به حداکثر فاصله با مدار سماوی و طول شب به بیشترین حد خود می‌رسد. جالب هست که بدانید که طول شب فقط یه دقیقه تفاوت دارد.


انقلاب زمستانی کوتاه‌ترین روز نیمکره شمالی (اول دی ماه) و آغاز زمستان هست.
خورشید در پایین‌ترین ارتفاعش در آسمان قرار داره چون جهت محور قطب شمال زمین که نسبت به سطح مداریش دارای انحراف می‌باشد و در جهت خورشید قرار ندارد. بعد از انقلاب زمستانی روزها رفته رفته بلندتر شده و در طول شش ماه، زمین در طرف دیگر خورشید قرار می‌گیرد و در نیمکره شمالی انقلاب تابستانی (بلندترین روز سال، اول تیرماه) را خواهیم داشت.
در زمان انقلاب زمستانی، مراسم مختلفی در فرهنگهای مختلف مثل شب یلدا، شب چله، حنوکا و کریسمس گرفته می‌شود. شب یلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین هست و به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته می‌شود.
امروزه می‌توان تولد خورشید را آن گونه که پیشینیان ما به نظاره می نشسته اند، تماشا کرد. در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع ساالنه و استخراج تقویم ساخته می شده که یکی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر کاشان است که فعال تنها بنای سالم باقی مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش ها نشان می دهد که این بنا به گونه ای طراحی و ساخته شده است که می توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است که تولد خورشید به گونه ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیکی روستای رباط سفید، نیز دارا است که البته فعال دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می شود.
هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار می‌‌شود.

یلدا، دلدادگی ماه و خورشید
جشن يلداي ايراني ها یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در خوره روز «خرم روز» مکرر می شود. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد مبنای سنجش زمان در ایران کهن نوروز بود و ھمه چیز با این ملکه آسمان سنجیده میشد، به همین دلیل درازترین شب سال را «نوده» میگفتند، به این معنا که 90روز تا نوروز باقی مانده است.
افسانه‌اي قديمي چنين نقل مي‌كند كه: در افسانه‌ها آمده است که ماه آوازه زیبایی و درخشندگی خورشید را شنید و دلداده خورشید میشود و دوست دارد برای یک بار هم شده او را ببیند؛ اما از اقبال بد همیشه خواب میماند و این باعث ناکامی وی می شود.
اما برای این کار تدبیری می‌اندیشد و از ستاره ای که همیشه کنارش است میخواهد که تا هنگام آمدن خورشید، وی را بیدار نگه دارد تا معشوقش را ببیند.
سرانجام شبی ستاره عهد خود به جای آورده و تا هنگام آمدن خورشید، ماه را بیدار نگه میدارد.
اینجاست که ماه، خورشید را می‌بیند و راز دلش را فاش میگوید.
ماه و خورشید دلباخته یکدیگر میشوند و کارشان را فراموش می‌کنند؛ تا جایی که این شب بلندتر از شب‌های دیگر میشود.
از دلدادگی این دو مهر زاده میشود و نام یلدا را به خود میگیرد و از آن پس در طول سال تنها یک شب است که خورشید و ماه یکدیگر را می‌بینند و به یکدیگر مهر میورزند.

بادِ آسایش، گیتی نزند بر دلِ ریش صبحِ صادق ندمد تا شب یلدا نرود
غزل سعدی

باور ایرانیان در خصوص شب یلدا
در گاه نامه ایرانی 3746روز یکم دی ماه به نام جشن دیگان و شب پیش ازآن به نام شب چله نام گذاری شده است .یادآوری می شود که یلدا واژه‌ای سریانی به مانک (معنای) زایش است که به نادرستی جایگزین چله شده است .شب چله یا جشن زای مهر ، ذرازترین شب سال و شب زاده شدن دوباره خور (خورشید) و آغازواره (فصل) زمستان و آغاز دگرگشت (انقلاب) زمستانی است که یادگاری چندین هزار ساله و ارزشمند از نیاکان فرهیخته ما به شمار می آید. ایرانیان باستان هزاران سال پیش دریافتند که گاه شماری بر پایه ماه {سال قمری} نمی تواند گاه شماری درستی باشد پس ، گاه شماری خود را بر پایه جنبش خورشید بنا نهادند . ایشان رهروی خورشید را در آبام های (برج‌ها) آسمان اندازه گیری کردند و برای هر آبامی نامی ویژه نهادند و در یافتند که در آغاز بهار و پاییز روز و شب برابر است ولی ، آغاز تابستان بلندترین روز و آغا زمستان بلندترین شب سال است . سپس آنان گاه شماری خود را بر پایه چهل روز یا چله گذاشتند و سال را به 9 چله (ماه) بخش کردند . سپس در زمان داریوش بزرگ این چهل روز به سی روز کاهش یافت و دوازده ماه پدید آمد که سنجیده ترین گاه شماری جهان و هماهنگ ترین با نهاد است که شب چله برابر با دگردشت (انقلاب) زمستانی است. از این رو زمستان به دو چله بزرگ و کوچک بخش می شود. چله بزرگ از یکم دی ماه تا ده بهمن ماه و چله کوچک از ده بهمن تا بیست اسپند است. که شب چله شب نخست چله بزرگ است . یادآوری می شود که در فرهنگ ایرانی همیشه شماره چهل مانند هفت و دوازده شماره‌ای اَشو (مقدس) بوده است. واژه های چله نشستن ، چل چلی و در تبرستان واژه پیرا گرما، چله چله نشانه ارجمندی این مَر (عدد) در فرهنگ ایرانی است . پس، از دیدگاه اختر شناسی شب چله بلند ترین شب سال است و روز ها کم کم بلند و شب ها کوتاه می شوند .و آغاز روشنایی است ، از همین رو ایرانیان این شب را شب زایش شید{نور} نامیدند که در افسانه های ایران باستان شب زایش مهر در سپهر است .و ماه به دلدادگی خود این شب را به درازترین دیدار خود با خورشید دگرگون می کند که جشن پیدایش مهر است .
جشن زایش مهر جشنی آریایی است که همراه با کیش مهر از ایران به روم و بسیاری از کشورهای دیگر رفت. شب چله برابر با 21 دسامبر کنونی ، زاد روز فرشته مهر و آغاز سال نو به شمار می آمده است . در این روز جشن زایش مهر برگزار می شد . چهار سد سال پس از زایش عیسی مسیح ، کلیسا جشن زایش مهر را به جای زاد روز عیسی مسیح پذیرفت زیرا، زایش عیسی آشکار نبود ولی در پی لغزش شمارگری این روز به 25 دسامبر(کریسمس) جا به جا شد. از این رو است که تا امروز بابا نوئل با جامه و کلاه مغان دیده می شود و رنگ سرخ برگرفته از زایش مهر و روشنایی در این روز است. درخت سرو یا کاج و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهر و فرهنگ ایرانی است .در سده هجدهم ، "نوتران " آلمانی با پیروی از درخت شب چله ایرانی ،درخت کریسمس را نماد آذینی زادروز عیسی مسیح درآورد .ایرانیان باستان در شب چله درخت سبزی را همانند سرو آذین می بستند که نشانه سبزی هنومیشگی باشد به مانک روز زایش مهر و آفرینش .یهودیان ایرانی ساکن کشورهای دیگر هم شب چله را با نام "درخت فستیوال " جشن می گیرند.. این جشن در روسیه هم از دیر باز با آیین های ویه ای برگزار می شده است و هنوز در میان روستاییان برگزار می شود. واژه "دی" یا " دتوشو"اوستایی به معنی آفریدگار دادار یا اورمزد ،همه نام خداوند است و در اوستا بیشتر به جای اهورامزدا به کار رفته است. از همین رو نام این ماه را "دی" نامیدند که نام آفریننده است و سپس به آفریننده شید (نور) نامی شد.در دی ماه چهار با جشن دیگان برگزار می شود که از همه والاتر جشن روز اورمزد است . این روز در ایران باستان که نخستین جشن دیگان است به نام "اورمزد دی یا خرم روز " یا جشن دیگان نامیده می شد. همچنین زردشتیان این روز را روز چیرگی روشنایی بر تاریکی یا چیرگی اهورامزدا بر اهریمن به شمار می آورند. در این روز پادشاهان و فرمانروایان و استان داران دیدار همگانی با مردم داشتند . "می ستاییم مهر را ، آن که از آسمان بر فراز برجی پهن با هزاران چشم به ایرانیان می نگرد .نگاه بان زورمندی که هرگز خواب به چشم او راه نیابد. آن که مردمان را از نیاز دشواری رهاند. " مهر یشت ـ اوستا". ایرانیان باستان همیشه شیفته شادمانی و جشن بوده اند و این جشن را با روشنایی و شید{ نور} می آراستند. آنان خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند. در درازترین و تیره ترین شب سال ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن ، چشم به راه برآمدن خورشید و سپیده دم می نشستند تا آن را ستایش کنند.در این شب خانواده های ایرانی پیرامون "کت"(کرسی) هیمه سوز (شومینه)گرد هم می آیند و میوه هایی مانند انار(نماد میوه ایرانی)، هندوانه ،آجیل لورک و شیرینی تا پاسی از شب این شب را با داستان سرایی و شادی و خرمی می گذرانند. یادآوری می شود سرخی انار و هندوانه نشان زایش مهر و روشنایی است.
باید یادآور شد آریاییهای کهن کشاورز بودند، به همین دلیل آمد و شد زمستان و تابستان برای آنها بسیار مهم بود و آغاز شب چله که زیادتر شدن مدت شب را به همراه دارد برای آنها فرخنده سالی بود. همچنین انگیزه آنکه در این شب چله انار به یکدیگر هدیه میدهند این است که انار به شکل آتشدان که بر سر آن دودکشی است و در دل آن گلوله‌های آتش و نماد مهر، عشق و دوستی ایرانیان است فارغ از هر نوع رنگ، باور و منطقه جغرافیایی است که به وسیله این میوه به یکدیگر پیشکش میکنند و مهر و عشق را به یکدیگر هدیه میدادند. در شاهنامه آمده است که در شب چله که شب عروسی رستم و تهمینه بوده، رستم اناری سرخ به تهمینه پیشکش کرد که نماد عشق و دلدادگی است و تهمینه اناری سبزرنگ هدیه داد که نماد آرامش و آسایش است.
«یلدا» به معنی «زایش زادروز» و تولد هست. ایرانیان با این باور که فردای شب یلدا با طلوع خورشید، روزها بلندتر و تابش نور خورشید زیادتر می‌شود، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌دانستند و برای آن جشن می‌گرفتند و به همین خاطر به دهمین ماه سال دی می‌گفتند (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) که ماه تولد خورشید حساب می‌شود.
واژه "دی" یا "دتوشو" اوستایی و به چم (معنی) دادار، آفریدگار یا اورمزد كه همه نام خداوند است می باشد و در اوستا بیشتر به جای واژه اهورامزدا به كار رفته شده است. از همین روی نام این ماه را "دی" نامیدند چه "دی" نام آفریننده می باشد، كه سپس به آفریننده روشنایی نامی شد.
در گاهنامه ایران باستان هر روز نامی دارد، و اگر به نام سی روز ماه بنگرید، خواهید دید كه روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی نام گذاری شده كه برای جدا كردن آنها از همدیگر هر یك به نام روز پس از آن خوانده شده است. بنابراین این روزها به نام روزهای دی به آذر، دی به مهر و دی بدین كه نام خداوند می باشد نامیده شده اند.
به همین دلیل در آن زمان سال با فصل سرد شروع می‌شد و خبر از پیروزی روشنی بر تاریکی می‌داد.
سفره شب یلدا، رو «میَزد» می‌گفتند. این شب همراه با خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های مختلف برگزار می‌شود که نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.
این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند نشان‌دهنده این هست که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی رو در خویش افزایش می‌دهند.

انار و هندوانه با رنگ سرخشون نمایندگانی از خورشید در شب هستند. در این شب فال گرفتن از کتاب حافظ رسم هست. به شب یلدا، شب چله هم می‌گویند. چله بزرگ از اولین روز دی ماه (جشن خرم روز) تا دهم بهمن (جشن سده) ادامه دارد، چون شدت سرما در این چله بیشتر هست، چله کوچک که از دهم بهمن تا بیستم اسفند طول می‌کشد و سرما رفته رفته کمتر می‌شود.
بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام کیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام خوره روز (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو به شمار می آمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه گاهشماری میترایی است و حدود 400 سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می دهد.
در روم باستان و همزمان با ترویج مسیحیت، پرستش «سول اینویکتوس» (خورشید شکست ناپذیر) ایزد پاگان رومی بسیار شایع بود و رومیان، میلاد او را در زمان انقلاب زمستانی جشن می‌گرفتند. سول اینویکتوس در آیین میترائیسم رومی نیز نقشی ویژه داشت و حتی میتراس (معادل یونانی میترا ایزد باستان ایرانی) لقب خورشید شکست ناپذیر را داشت.
محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین، پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان، از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشن‌های پیش از مسیحیت به خصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد. میان سنت‌های مسیحیان و آئین میترائیسم شباهت‌های زیادی وجود دارد؛ امروزه تمام مسیحیانی که تولد عیسی مسیح را جشن می‌گیرند هنوز هم در روز جشن، شومینه و شمع‌هایشان را روشن نگاه می‌دارند، درخت کریسمس را با چراغ‌های کوچک نورانی تزئین می‌کنند، شب زنده داری می‌کنند و غذاهای مخصوص و ویژه می‌خورند؛ به دید و بازدید یکدیگر می‌روند و این مناسبت را در کنار دوستان و اقوامشان جشن می‌گیرند؛ درست نظیر همان سنتی که ایرانیان باستان در شب یلدا برگزار می‌کردند! کریسمس و یلدا تنها نمونه‌ای از بسیاری از باورها، آداب و رسوم، نمادها، داستان‌ها و افسانه‌های مشترکی هستند که مردم ملل مختلف و مذاهب مختلف را به هم پیوند می‌زنند. زمان “کریسمس” اکنون میان شاخه‌های مختلف مسیحیت اعم از ارتدوکس ، کاتولیک و پروتستانها، متفاوت است و هریک، مبنایی را برای آن تعیین کرده‌اند گرچه همگی به سالروز تولد “مهر” (میترا) – خدای پاکی- در ایران باستان نزدیکند.

فرقه‌‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت هایی، زادروز حضرت مسیح را در یکی از روزهای نزدیک به انقلاب زمستانی می دانند و همچنین جشن سال نو و کریسمس را همچون تقویم کهن سیستانی در همین هنگام برگزار می کنند. به روایت ابوريحان بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم کهن سیستانی از آغاز زمستان و نام نخستین ماه سال آنان نیز «کریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می گردد و پیش از آن، آن گونه که ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» نقل کرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/ خداوند هم از همان باورهای میترایی سرچشمه می گیرد. نخستین روز زمستان سخت گرامی و بزرگ دانسته می شد و از آن با نام خرم روز یاد می کردند و آیینهایی ویژه داشته اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است. همچنین در تقویم کهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است که با واژه اوستایی «نوسرده» به معنای «سال نو» در پیوند است.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باز زاییده شدن خورشید می‌نشستند؛ برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و «دی‌گان» می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند.
خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود؛ در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ ممنوع بود؛ این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.
بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می گذاشتند و با جامه ای سپید به صحرا می رفتند و بر فرشی سپید می نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و به سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی مانده میوه‌‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است.


نحوه برگزاری شب یلدا
یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.



مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) را جای می دهند. انواع و افسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند.
در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
در گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.
دکتر محمود روح الامینی روایت جالبی از یلدای مردم کرمان ذکر می کند. بنا به روایت او مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند.
در شهرهای خراسان خواندن شاهنامه فردوسی در این شب مرسوم است، اما یکی از آیین های ویژه شب یلدا مراسم 'کف زدن' است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به 'بیخ' مشهور است در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن در ظرف بزرگ سفالی به نام 'تغار' می ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته ای از چوب های نازک درخت انار به نام 'دسته گز' مایع مزبور را آنقدر هم می زنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شیره انگور آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان آورده می شود. شب یلدا در خراسان به 'شب چله ' معروف بوده و دارای پیشنیه دیرینه ای است و مردم در این شب با شرکت در شب نشینی های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانی ترین شب سال دارند. مردم این منطقه برای استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا که توان مالی دارند در خرید میوه های مخصوص شب یلدا مانند هندوانه، انار و خربزه کوتاهی نمی کنند. بردن هدیه به خانه عروس با عنوان 'شب چله ای' از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب برای دخترانی که به تازگی نامزد شده اند ازسوی خانواده داماد هدایایی فرستاده می شود و خانواده های عروس و داماد در این شب دور هم جمع می شوند. در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل، خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی، آجیل و انواع تنقلات، تا پاسی از شب بیدار می‌مانند. در سبزوار هندوانه را برای استفاده در این شب درون لایه های کاه نگهداری می کنند و اغلب بزرگترین هندوانه ها را برای شب یلدا کنار می گذارند. انگور مورد نیاز در شب یلدا را نیز از درخت نمی چینند بلکه خوشه آن را بر سر تاک داخل کیسه می گذارند و تا شب یلدا نگهداری می کنند و انواع برگه های آلو، هلو، زردآلو، و خربزه و هندوانه هایی را که به صورت برگه درست کرده اند در کنار این میوه ها و با خویشاوندان تناول می کنند. خربزه را که به صورت نازک بریده و روی هیزم بر بام خانه خشک می کنند 'کشته'ˈ یا 'خرمزه' می گویند و به همراه کشته های هندوانه که 'قارپوز' نامیده می شود و همچنین گندم برشته در شب یلدا استفاده می کنند. در شب یلدا هفت گیاه ریشه دار همچون چغندر، شلغم و هویج را پخته و استفاده می کنند. باور آنان این است اگر کسی در شب یلدا از این هفت گیاه استفاده کند تا سال آینده گرفتار امراض نمی شود. مردم قدیم این خطه اعتقاد دارند که هر یک از میوه ها خواص مخصوصی دارد و هرنوع میوه ای را که در شب چله بخورند خواص و فواید آن تا شب چله سال آینده در بدن آنان خواهد ماند و آنها را از گزند بسیاری از حشرات و جانوران و حتی برخی بیماری ها حفظ خواهد کرد.
«جمشید کیومرثی» مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید:« نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است.»
بنا به روایت او زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند:« فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند».
آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند.
«آلبرت کوچویی» رئیس سابق انجمن آشوریان تهران ضمن تایید این نکته می گوید:« ما معتقدیم یلدا، سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا، آشوری ها بعد از مسیحیت، یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند، این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می‌گیریم.».
آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.»
مردم برای برپایی جشن یلدا از ماهها قبل خوراکی ،میوه های مختلف و شیرینیهای مخصوص را جمع آوری می کردند مثلا' در کردستان از تابستان ترشی مخصوص با خربزه را فراهم و برای شب یلدا نگهداری می کردند.
مردم برای جشن یلدا حنا می بستند و بساط جشن و سرور برپا می کردند اما هر زمان که شب یلدا مصادف با محرم بود ، دیگر خبری از حنابندان و مراسم شادی نبود .
در نیشابور یلدایی که مصادف با محرم بود نوعی شعرخوانی مذهبی که به امیرخوانی معروف است در سنت آن دیار اجرا می شد.
همچنین ایرانیان معتقد بودند که شب یلدا را نباید در سفر بود و باید در کانون خانواده و در کنار آنها حضور داشت و در جشن و شادمانی یلدا گردهم جمع شوند.
در برخی روستاهای ایران مراسم نمادینی برگزار می شود که دخترکان در عصر شب یلدا به سرچشمه می روند و کاسه آبی را با خود می آورند ، عروسی را از میان طایفه برمی‌گزینند و عروس در آن شب به نیت پاکی و تبرک دست در آب می کند و پس از او سایرین درآن آب دست می زنند.
سعید وزیری در کتاب «جشن‌های کهن ایرانی» درباره یلدا می‌نویسد: «در میان جشن‌های سالانه کهن ایرانی، یلدا تنها جشنی است که در شب برگزار می‌شود؛ از ویژگی دیگر این جشن آن است که این جشن تنها جشنی است که در دوره تاریخی معین متولد شده است زیرا این جشن را ما از زمان اشکانیان به این طرف داریم و اگر چه برخی آن را جشن مهری‌ها می‌دانند اما با جشن مهرگان که از دل کهن‌ترین اسطوه‌ها بیرون آمده است هیچگونه همانندی و پیوستگی ندارد».
زنده‌یاد پرویز رجبی، مولف کتاب «جشن‌های ایرانی» معتقد است این جشن بدون شک ریشه دهقانی دارد «چراکه در این جشن هیچ غذای خاصی پخته نمی‌شود، در واقع سفره این جشن، سفره محقرانه دهقانان و کشاورزان است که با اندوخته‌های کشاورزی، میوه‌های تابستانی که به زحمت تا این شب سالم مانده‌اند و خشکبار جمع آمده در طول 9 ماه نخستین سال پر شده است.
در «نوروزنامه» تالیف رضا مرادی غیاث‌آبادی نیز درباره آیین‌های این شب آمده است: «ایرانیان در این شب و با آغاز بازگشت خورشید به سوی شمال شرق و افزایش طول روز در اندیشه و باورهای مردم باستان به‌عنوان زمان زلایش یا تولد دگر باره خورشید دانسته می‌شده و آن را گرامی و فرخنده می‌داشتند. در گذشته آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است که یکی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده است. جشنی که لازمه آن حضور کهنسالان و بزرگان خانواده به شمار کهنسالی خورشید در پایان پائیز بوده است و همچنین خوراکی‌های فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار، هندوانه و سنجد به رنگ سرخ خورشید باشند.».
درباره اینکه یلدا شب زایش مهر یا خورشید است باورهای مختلفی وجود دارد. برای مثال حمید سفیدگر شهانقی در کتاب خود با عنوان «جشن شب یلدا در ایران» می‌نویسد: «آخر پائیز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند. شب یلدا یا شب چله آخرین شب آذرماه و درازترین شب سال است؛ شبی که صبح فردای آن آغاز زمستان است. ایرانیان باستان بااین باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور فزونی می‌یابد جشن بزرگی برپا می‌کردند».
اما نویسنده «جشن‌های کهن ایرانی» (سعید وزیری) معتقد است یلدا نه شب تولد خورشید است و نه تولد مهر و در این‌باره می‌نویسد: «در نگاهی گذرا چنین می‌نمایاند که مردم از کوتاه شدن روزها و سیاهی و درازی شب‌ها دچار ناراحتی می‌شده‌اند، با خود می‌اندیشیدند که اگر در هر شب و روزی روزها کوتاهتر و شب‌ها درازتر شود، فاجعه‌ای خواهد شد، آشوب می‌شود، نظم جهان بهم می‌خورد و مرگ به سراغ همه خواهد آمد؛ مردم نمی‌توانستند بی‌گرمای خورشید به زندگی خود ادامه دهند اما پس از گذراندن شبی دراز و تاریک دریافتند که پایان شب سیه سپید است و خورشید نمرده است و می‌تواند بتابد و باز دیدند که روزها درازتر می‌شوند و شب‌ها کوتاه‌تر. در گذشت سال‌ها دریافتند که شب و روزها بلند و کوتاه می‌شوند و در این کار نظمی است و این شد تاریخ».
در کتاب شب یلدا اثر دکتر علی بلوکباشی (یکی از آثار پروژه «از ایران چه می‌دانم») که از سوی دفتر پژوهش‌های فرهنگی منتشر شده است، مطالبی پرداخته می‌شود که به نحوی با ایران فرهنگی در ارتباط است. در این کتاب به شب یلدا پرداخته شده است که در فرهنگ ایرانی جایگاه خاصی دارد. اگرچه ممکن است از اسامی مختلفی نیز برخوردار باشد. چنان‌که در برخی شهرهای ایران به آن شب‌چله می‌گویند. با این حال باید بگویم اسامی چندان در خور توجه نیستند، بلکه رسم، آیین و اعتقادات یک جشن اهمیت دارد. در این اثر، مولف تلاش کرده تا ارتباط شب یلدا با مهر، میترائیسم و مسیحیت را بیان کند. بنابراین نخست اگر از کلمه یلدا آغاز کنیم، این کلمه در زبان عبری به معنی دختر آمده است. در عین حال واژه للدت که یلدا نیز از آن برگرفته شده، معنی تولد و زایش می‌دهد. بنابراین معلوم است که این جشن از ایران به بین‌النهرین رفته و فاصله‌ای نیز با تولد حضرت مسیح(ع) ندارد و این ارتباطات کاملا محسوس است.


انگیزه‌های پایدار ماندن جشن شب یلدا
ـ شب زایش مهر بر اساس باور‌های کهن (مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی‌ها و آریایی‌ها به پیش از دین زرتشت بازمی‌گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد).
ـ بلند‌ترین شب سال، یعنی طولانی‌ترین تاریکی است، نشانه‌ی اهریمنی شبی شوم و ناخوشایند که از فردا به کوتاهی می‌گراید.
ـ پایان برداشت محصولات سیفی و آغاز فصل استراحت در جامعه‌ی کشاورزی (در این روز پادشاهان با دهقانان و برزگران مجلس می‌کردند و در یک سفره با ایشان غذا می‌خوردند و می‌گفتند: قوام دنیا به کار‌هایی است که به دست شما می‌شود).
نکته زیبا و بیادماندنی بلندترین شب سال در این است که همه ایرانیان اعم از فارس، ترک، کرد، لر، بلوچ و عرب شب یلدا را شب جشن، شادی، دور هم‌نشینی، مهرورزی، دوستی و صداقت می‌دانند. یلدا، پاسداشت فرهنگ و سنت‌های خوب ایرانی است: در کنار هم بودن و مهمان هم بودن و کنار هم به فردای روشن چشم داشتن، کنار هم بودن و نیایش، کنار هم بودن و انار خوردن و حافظ خواندن، کنار هم بودن و قصه گفتن از دیروزی که رفته است و می‌تواند چراغ راه بچه‌های فردا باشد...


یلدا نام فرشته ای است، بالا بلند ، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره . یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود ، با اولین شب پاییز و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر سر آسمان می کشید تا آدم ها زیر گنبد کبود آرام تر بخوابند .
یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت و لا به لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد . گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد .
یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت . آتش که می دانی ، همان عشق است . یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد . آتش در یلدا بارور شد .
فرشته ها به هم می گفتند : یلدا آبستن است ، آبستن خورشید . و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد و شبی که آخرین قطره را ببخشد ، دیگر زنده نخواهد ماند .
فرشته ها گفتند : فردا که خورشید به دنیا بیاید ، یلدا خواهد مرد .
یلدا همیشه همین کار را می کند ؛ می میرد و به دنیا می آورد . یلدا آفرینش را تکرار می کند .
راستی ، فردا که خورشید را دیدی ، به یاد بیاور که او دختر یلدا ست و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت ...
نوشته زیبای عرفان نظرآهاری از کتاب " هر قاصدکی یک پیامبر است


منابع:
جشن ها و آداب معتقدات زمستان، سید ابوالقاسم انجوی شیرازی
جشن‌های کهن ایرانی، سعید وزیری
جشن شب یلدا در ایران، حمید سفیدگر شهانقی
نوروزنامه، رضا مرادی غیاث‌آبادی
جشن‌های ایرانی، زنده‌یاد پرویز رجبی
شب یلدا اثر دکتر علی بلوکباشی از سری کتابهای «از ایران چه می‌دانم؟
آخرین بروز رسانی در آذ 30, 7:40 ب.ظ از آفاق راهبر آذربايجان.
تمامی زمان ها +4.5 است. زمان اکنون 8:54 ب.ظ است.